السيد موسى الشبيري الزنجاني

3334

كتاب النكاح ( فارسى )

نسبت به ما بعد قبول هم ثابت است ، بايد « حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ » ذكر نمىشد بلكه به جمله « وَ ابْتَلُوا الْيَتامى » اكتفاء مىشد . براى پاسخ اين اشكال ، اشاره به بحثى اصولى در باب مفاهيم لازم است . 2 ) بحثى اصولى در باب مفاهيم : در ادواتى كه براى تعليق و تخصيص و تقييد حكم ذكر مىشود همچون شرط ، وصف ، غايت ، بحث معروفى وجود دارد كه آيا اين جملات مفهوم دارند يا خير ؟ مراد از اين بحث آن است كه آيا به نحو قضيه سالبه كليه مفهوم ثابت مىباشد ، مثلًا اگر گفته شود : « اذا جاء زيد وجب اكرامه » آيا مفهوم آن اين است كه « اذا لم يجيء زيد ما وجب اكرامه اصلًا » يعنى در صورت نيامدن زيد ، اصلًا وجوب اكرامى در كار نيست ، « 1 » يا در جملات غايى : اكرم زيداً حتى يطلع يوم الجمعة ، آيا پس از تحقق غايت حكم به طور كلى ، به طور كلى ساقط مىگردد يا خير ؟ طرفداران مفهوم ، نفى حكم را به گونه قضيه سالبه كليه قائلند . مخالفان مفهوم چنين مفهومى را منكرند ، البته معمولًا مخالفان مفهوم اين چنينى ، به نوع ديگرى از مفهوم قائلند و آن مفهوم به شكل قضيه سالبه جزئيه است ، در مثال اوّل اگر آمدن زيد و نيامدن زيد هيچ گونه تفاوتى نداشته باشد ذكر قيد « اذا جاء زيد » لغو است ، ولى اگر حكم به طور كلى ثابت نباشد و در صورت نيامدن زيد به طور كلى هم از بين نرود بلكه تفصيلى در كار باشد مثلًا در صورت خدمت كردن زيد يا بيمار شدن وى يا . . . اكرام وى نيز لازم باشد ، اين معنا سبب لغويت « اذا » شرطيه نمىگردد ، هر چند مفهوم را به معناى مصطلح به شكل سالبه كليه نپذيريم .

--> ( 1 ) به نظر ما در جملات شرطيه بين جايى كه شرط متقدّم باشد با جايى كه شرط متأخر از جزاء باشد تفاوت وجود دارد در صورت دوم مفهوم وجود دارد و در صورت اول وجود ندارد و مثالى كه صاحب معالم در بحث مفهوم شرط مطرح ساخته كه در آن وجدانا مفهوم ثابت است از قسم دوّم است ( : قول القائل : « اعط زيداً در هما ان اكرمك يجرى فى العرف مجرى قولنا : الشرط فى اعطائه اكرامك و المتبادر من هذا « انتفاء الاعطاء عند انتفاء الاكرام قطعاً بحيث لا يكاد ينكر عند مراجعة الوجدان فيكون الاوّل ايضاً هكذا . . . ) .